۱۳۹۷ سه شنبه ۳ مهر
پست الکترونیک نقشه سایت انگلیسی
ولايت فقيه

ولايت فقيه

*واژه ولايت

*انواع ولايت

*ولايت (تكويني و تشريعي) الهي

*ولايت خداوند چگونه عملي مي شود

*تعين ولي امر از جانب خداوند

*مقدم بودن ولايت خداوند و رسول بر ولايت مردم از نظر قرآن

*ولايت امام معصوم

*ولايت فقيه


بسم الله ارحمن ارحيم

مباني فكري حكومت اسلامي

واژه ولايت

يكي از پر استعمال ترين واژه ها در قرآن و حديث واژه ولايت و مشتقات ديگر آنست, چون ولي, اولياء, والي , موالي , تولي و ...  ولايت به معني سرپرستي و تصدي امر است كه در مورد شئ يا اشياء شخص يا اشخاص تحقق مي يابد و معاني ديگري هم چون دوستي و نصرت دارد كه آنها نيز بي مناسبت با معناي تصدي نيستند. ولايت بر شي ء مانند ولايت بر اموال موقوفه براي متولي وقف و بر شخص چون ولايت پدر يا جد منسبت به طفل و بر اشخاص چون ولايت ولي مسلمين كه بر افراد جامعه دارد , در همه اين موارد شخص ولي يك نوع تصدي و سر پرستي بر اموال و نفوس دارد و زمام امر آن شي ء و يا شخص و يا اشخاص در دست او است و به همين جهت به شهر و شهرها و ولايات گفته ميشد , چون شهر مكان و محلي بود براي والي و اعمال ولايت.

بنابراين مفهوم ولايت « در رابطه با جامعه » همان حكومت و زمامداري است و شخص حاكم را ولي مسلمين يا ولي امر مي نامند يعني كسيكه زمام امور مسلمين در دست اوست و شايد سر اينكه در فرهنگ اسلامي واژه ولايت و امامت و امام بيش از ساير واژه ها در مورد حكومت بكار رفته است اينست كه حكومت در اسلام يك نوع سرپرستي و مسئوليت است, رهبري و الگو قرار گرفتن براي امت است, رابطه ولي و امام با مردم رابطه پدر و فرزند است و همانگونه كه يك پدر بر مصالح فرزندان و علاقه اي كه بكمال و سعادت آنها دارد با جديت كامل در امور آنان تلاش مي كند و هدفي جز سعادت آنان ندارد ولي مسلمين هم سر پرستي پدر گونه اي براي جامعه اسلامي دارد و براي مصالح و سعادتمندشدن جامعه كوشش مي كند و همانطوريكه يك راهنما و رهبر الگوئي براي انسانها مي شود و هدفي جز رساندن آنان بارزشهاي والاي انساني ندارد حاكم و زمامدار اسلام هم جز امامي براي امت و رهبري براي رساندن آنها بارزشهاي انساني نيست پس انتخاب اين دو واژه بيش از واژه هاي ديگر به جهت تناسبي است كه اين دو با نحوه و شكل و هدف حكومت در اسلام دارند.

انواع ولايت

در اسلام به چند نوع ولايت برخورد مي كنيم كه عمده آنها موارد زير است:

1.     ولايت الله

2.      ولايت رسول الله

3.      ولايت امام

4.      ولايت فقيه

ولايت فقيه از ولايت امام و ولايت امام از ولايت رسول و ولايت رسول از ولايت الله سرچشمه مي گيرد و به تعبير ديگر اين سه نوع از ولايت الله ناشي مي شوند. پس اساس ولايت و حكومت در اسلام ولايت الله است يعني در نظام مكتبي اسلام حكومت از آن خدا است و ولايت و حكومت هاي ديگر از او ناشي شده و جلوه اي از ولايت الله محسوب مي گردند , ولايتنا ولايه الله التي لم يبعث نبياً قط الا بها اين مطلب مضمون حديثي است از امام صادق عليه السلام كه فرمود : ( ولايت ما ولايت خدا است آن ولايتي كه هيچ پيامبري مبعوث نشد مگر بهمان ولايت)

ولايت ( تكويني و تشريعي ) الهي

بر اساس اين نوع از جهان بيني جامعه بايد تحت ولايت الله قرار گيرد و هر نوع ولايت و سرپرستي غير از ولايت خدا نفي و مردود شود، زيرا همانطور كه همه موجودات تحت سرپرستي خداوند به سير و حركت خود ادامه مي دهند انسان هم از اين قانون كلي و سنت الهي مستثني نيست و بايد در ولايت خدا قرار گيرد تا سير و حركتش با نظام كلي جهان هماهنگ باشد. انسان جزئي از جهان هستي است و اگر اين حقيقت را پذيرفتيم كه جهان با ولايت و تدبير خداوند برپا است ناچار بايد انسان هم از قانون كلي جهان تبعيت كند و تنها ولايت خداوند را بپذيرد با اين فرق كه موجودات ديگر بطور طبيعي و تكويني و بدون اختيار مشمول ولايت و تدبير خداوند هستند ولي انسان در اين بعد با آزادي و انتخاب اين سرپرستي و ولايت را مي پذيرد، اين نوع ولايت كه حكومت قانون ايت ولايت تشريعي نام دارد و لذا در قرآن با واژه اخذ يعني گفتن همراه شده است تا روشن شود كه نياز به پذيرش و انتخاب دارد و اين جامعه است كه بايد خود را، از حكومت طاغوتها رهائي دهد و ولايت خداوند را بپذيرد تا به نور و رشد و كمال مطلوب نائل گردد در قران در آيات زيادي هر گونه ولايتي غير ولايت الله نفي شده است كه از جمله آنها آيات زير است: «قل اغيرالله اتخذوتنا فاطر السموات و الارض» بگو آيا غير از خدا را ولي خود قرار دهم ، خدائيكه پديد اورنده آسمان و زمين است.

در اين آيه ولايت تشريعي خداوند بر جامعه بر ولايت تكويني او يعني آفرينش زمين و آسمان متكي شده است و چنين استفاده مي شود كه تنها او كه پديد آورنده آسمان و زمين است سزاوار حكومت و سرپرستي انسان است. «ام اتخذوا من دونه اولياء فالله هو الولي و هو يحيي الموتي و هو علي كل شي ء قدير» آيا غير از خدا براي خود سرپرستاني قرار دادند و حال انكه تنها او ولي و سرپرست است و هم او است كه مردگان را زنده مي كند و بر هر چيزي قادر و توانا است.

اين آيه نيز زير بناي ولايت خداوند را بر انسان مسئله زنده كردن مردگان و قدرت او بر هر چيز قرار داده است. «مثل الذين اتخذوا من دون الله اولياء كمثل العنكبوت اتخذت بيتاً و ان اوهن البيوت لبيت العنكبوت» مثال آنانكه قرار دادند و گفتند غير از خدا اوليائي ( سرپرستاني ) را مثل عنكبوت است كه خانه اي براي خود انتخاب مي كند و بدرستيكه سست ترين خانه ها خانه عنكبوت است. بنابراين جامعه اي كه با نظام غير الهي اداره مي شود و غير از خدا بر انان حكومن دارد از بنيادي محكم و اساسي برخوردار نيست و همچون خانه عنكبوت پايه ها و اندامي سست و لرزان دارد و در مقابل خطرات نمي تواند مقاوم باشد.

ولايت خداوند چگونه عملي مي شود؟

براي اجرا شدن ولايت تشريعي خداوند در جامعه نخست بايد قوانين حاكم بر جامعه و اصولي كه خطوط اصلي يك نظام را ترسيم مي كند از طرف خداوند باشد و دومين شرط پياده شدن ولايت الله آنست كه ولي امر از طرف خداوند معين شود.

تعيين ولي امر از طرف خداوند

دومين شرط شرط پياده شدن ولايت الله آنست كه ولي امر از طرف خداوند معين شود، خواه بصورت تعيين شخص باشد همانگونه كه در مورد پيامبر و امام معصوم (ع) چنين است يعني شخص پيامبر يا امام را خداوند ولي امر قرار داده است و يا بصورت تعيين معيارها و صفاتي باشد ك در هر فرد وجود پيدا كرد همانطور كه در ولايت فقيه شخص خاصي براي اين سمت نصب نشده است بلكه ولايت براي عنوان كلي و عام فقيه عادل قرار داده شده است اين نوع نصب را نصب عام مي نامند و باز در اين جهت فرقي نيست كه ولي امر ولايتش جنبه اصالت داشته باشد: مانند ولايت رسول و امام يا جنبه نيابت ، ولايت فقيه در زمان غيبت اما ، زيرا در هر دو صورت ولايت و اختياراتي كه ولي امر دارد بي واسطه يا با واسطه از طرف خداوند به او داده مي شود ، از اين جهت بايد ولي امر مسلمين و كسي كه در راس قواي سه گانه ، مقننه ، مجريه ، قضائيه قرر مي گيرد منصوب از طرف خداوند باشد تا در نتيجه ولايت الله توسط او تحقق يابد.

مقدم بودن ولايت خدا و رسول بر ولايت مردم از نظر قران

در قرآن به آياتي بر مي خوريم كه مسئله مقدم بودن ولايت خدا و رسول را بر ولايت مردم نسبت به خود و اموال و شئون ديگر مطرح مي سازد. «و ما كان لمومن و لا مومنه اذا قضي الله و رسوله امراً ان يكون لهم الخيره من امرهم و من يعص الله و رسوله فقد ضل ضلالاً مبينا ً» براي مرد مومن و زن مومنه نيست كه اگر خدا يا رسول خدا كاري را گذراندند و انجام دادند اينكه اختياري داشته باشد نسبت به آن كار انجام شده و كسيكه خدا و رسول را عصيان كند در گمراهي آشكاري واقع گرديده است. آنچه از اين آيه استفاده مي شود ، اينست كه اراده خدا و رسول بر اراده ديگران مقدم است و هر كاري را كه خدا و رسول انجام دادند ديگري را در ان اختياري نيست. «النبي اولي بالمومنين من انفسهم» پيغمبر سزاوارتر است به مومنين از خود آنها يعني حكومت پيامبر بر نفوس مومنين از حكومتي كه خود انها برخوردارند اقوي و اولي است. بنابر اين آيه ، رسول خدا هم در جان مردم و هم در مال مردم مي تواند تصرف كند انچنانكه خود آنها حق تصرف دارند بلكه حقي كه رسول خدا دارد، اقوي و اولي است. البته بايد توجه داشت كه هيچگاه رسول خدا بر خلاف مصالح عمومي و موازين اسلامي در موردي تصرف نحواهد نمود.

«فلا و ربك لايومنون حتي يحكموك فيما شجر بينهم ثم لا يجدوا في انفسهم حرجاً مما قضيت و يسلموا تسليماً» قسم به خداي تو ايمان نمي آورند تا تو را حكومت دهند در آنچه را كه مورد اختلاف آنها است سپس نيابند در پيش ود ناراحتي از آنچه را كه تو قضاوت نموده اي و تسليم شوند تسليم شدني. اين آيه نيز ولايت رسول خدا را در قضاوتها و حكومتها و حل و فصل اموري كه مورد نزاع و اختلاف است ثابت مي كند و لازم مي داند تسليم همه را در مقابل حكم رسول خدا. رسول خدا همين ولايت را براي امير المومنين علي عليه السلام در روز غدير خم در حضور هزارها مسلمان قرار داد و فرمود: «الست اولي بكم من انفسكم» آيا من سزاوارتر نيستم به شما از خود شما؟ اين سوال اشاره است به آيه: «النبي اولي بالمومنين من انفسهم» كه اولويت پيامبر را از خود مومنين بر انها ثابت مي كند مردم در جواب سوال پيامبر گفتند : اري و اولويت پيامبر را تصديق نمودند سپس پيامبر عليه السلام فرمودند: «من كنت مولاه فهذا علي مولاه» هر كس من ولي او هستم علي مولاي او است.

 ولايت امام معصوم (ع)

به اعتقاد شيعه پس از ختم رسالت ، عهده دار حكومت و ولايت ائمه عصومين سلام الله عليهم بودند ولي بر اثر عصيان پاره اي از مردم و شرايط خاصي كه در جامعه آنروز وجود داشت غير از چند سالي امير المومنين و چند ماه امام مجتبي سلام الله عليهما ائمه معصومين نتوانستند زمام امور را در دست گيرند و بر اساس تعاليم اسلام نظام قسط و عدل را گسترش دهند.

ولي با وجود شرائط سخت و محدوديتهاي فراوان و خفقان شديد نتوانستند كتب و اساس نظام امت و امامت را كه ضامن قسط و عدل اسلامي و تحقق بخش حكومت و ولايت الله است به جامعه عرضه نمايند و افرادي را در اين مسير تربيت كنند و انسانهاي نمونه اي كه نمودار يك جامعه اسلامي است بسازند و مبارزه يا طاغوتها و قدرتهاي شيطاني و غير الهي را بعنوان فريضه اي الهي به پيروان خود تعليم دهند و در تاريخ نيرومندترين گروه را در مقابل جباران و ستمگران با نيرومندترين منطق و كوبنده ترين سلاح علمي و فرهنگي بوجود آوردند تا روزي كه موفقيت يابند و كاخ استبداد جباران وابر قدرتهاي جهان را فرو ريزند و چون روزي بشر آماده پذيرش چنين نظامي در سرسر جهان خواهد شد و بنابر وعده اي كه قران در چندين مورد داده است دين خدا بر جهان حاكم خواهد گرديد و روايات فراواني وعده قطعي به نابودي كفر و ظلم و خاتمه يافتن همه نظامهاي طاغوتي داده است و در ان روز انساني معصوم بايد تا اين وعده هاي الهي به دست او تحقق يابد و جز از انساني كامل و معصوم از گناه و خطا گسترش عدل و داد در سراسر گيتي امكان پذير نيست ناچار اخرين امام معصوم از انظار مردم پنهان گشت و از دسترس طاغوتها و درندگان آدم نما دور گرديد تا ذخيره اي براي انروز بشر باشد و بر ين اساس عقيده شيعه اينست كه دوزادهمين امام يعني حجه ابن الحسن العسكري سلام الله عليه ولي الله اعظم و امام امت است كه از انظار غائب و جهان در انتظارش مي باشد.

ولايت فقيه

در زمانيكه امام معصوم از انظار عموم غائب و پنهان است ، براي آن دسته از انسانهائي كه در هر زمان و جداني بيدار و فكري آزاد دارند و بايد از تعاليم آسماني به هر مقدار كه امكان دارد بهره مند شوند و اگر قدرت پيدا كنند حكومتي اگر چه محدود به وجود اورند و نظام عدل الهي را پياده كنند معيارهاي مناسب با حكومت اسلامي ،‌از طرف امامان معصوم (ع) تعيين گرديده تا فردي كه واجد آنها است در اين مقطع حساس از زمان از امام (ع) نيابت كند و عهده دار ولايت باشد و اين همان ولايت فقيه عادل است اين نصب از اين جهت كه به شخص خاصي تعلق نگرفته است بلكه هر كسي كه واجد آن اوصاف باشد يعني فقيه ، عادل ، بصير و اگاه به زمان باشد مي تواند عهده دار ولايت گردد و مقام نيابت را پيدا كند نصب عام محسوب مي شود زيرا با بيان اوصافي كلي كه قابل انطباق بر هر كس است كه واجد آن اوصاف باشد ولي مسلمين را ر زمان غيبت تعيين فرموده اند و شخص خاصي مورد نظر نيست و در فرضي كه يكي از افراد واجد اوصاف مذكور ولايتش فعليت پيدا مي كند و عهده دار امامت مي شود و در اين فرض مسئوليت از ديگران ساقط مي گردد.

اين نيابت نظير والياني است كه امير لمومنين علي عليه السلام براي استانها و شهرها تعيين مي فرمودند با اين تفاوت كه انان نائب خاص بودند و فقيه عدل نائب عام است. در زمان حضور ائمه ديگر هم اين نيابت و ولايت براي فقيه عادل مخصوصاً در جاهائي كه دسترسي به امام معصوم نداشتند بوده است پس نصب عام اختصاص به زمان غيبت ندرد بلكه در زمان حضور نيز انطور كه از روايت عمر بن حنظله استفاده مي شود وجود داشته است اگر چه در آن زمان ولايت به صورت زعامت و زمامداري نبوده بلكه تنها در حد قضاوت و فيصله دادن بين مردم در موارد اختلاف بوده است.

تاریخ به روزرسانی: 1396/08/06
تعداد بازدید: 193
امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
شماره تلفن
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
خراسان جنوبي،بيرجند،خيابان آيت ا... غفاري،خيابان ابوريحان بيروني-هسته گزينش دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بيرجند
تلفن:  32437887-056     دورنگار:    كدپستي:  
ورود اعضاء
خروج
Powered by DorsaPortal